تبليغاتX
ღ♥ღ ناله ی سرد ღ♥ღ
 

 

 

فصل غربت است و اشک، تنها چاره ی بی قراری و همسفر آن کبوتر تنهایی.

فانوس قلبم پر از گریه، پنجره ها بسته و تنها مرحم این دل پر درد فریادهای بی صدایم هستند.

حالا دگر بیدهای مجنون هم غم عشق را فراموش کرده و گیسوانشان را به دست بادهای پاییزی سپرده اند.  

و من تنهای تنها... چشم به غروبی دوخته ام تا شاید پرستویی به خانه ی قلبم پا بگذارد و مرا غرق پرواز کند.

                                                         « تقدیم به تو که پرستوی پرواز منی » 

 

  

وقتی گرمی اشک هایم را...

روی گونه هایم احساس کردم

که تو دیگر رفته بودی

برای همیشه...

و دیگر فرصتی نمانده بود

برای دوباره دیدنت

و من آن لحظه...

بی تو بودن را معنی کردم:

با اشک هایی که...

روی صورتم به بی نهایت جاری بود

و با دلی که...

هر لحظه به خدا نزدیک تر میشد

برای طلب دوباره بودنت!!!

 

 

 یکی بود یکی نبود

 اون که بود تو بودی و اون که تو قلب تو نبود من بودم.

 یکی داشت یکی نداشت

 اون که داشت تو بودی و اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم.

 یکی خواست یکی نخواست

 اون که خواست تو بودی و اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم.

 یکی گفت یکی نگفت

 اون که گفت تو بودی و اون که دوستت دارم رو به هیچ کس جز تو  نگفت من بودم.

 یکی رفت یکی نرفت

 اون که رفت تو بودی و اون که به جز تو دنبال هیچ کس نرفت من بودم!!!

 

 

خسته ام از تکرار "دوستت دارم" گفتن هایم.

" دوستت دارم" گفتنی پوچ.....که...

 سنگینی بی خوابی های دیشب های مستی ام را از ...

 باران خون دیده ام سیل جاری کرد.. بر کویر بی باران غم هایم.

 دلم برای " دوستت دارم" گفتن هایم می سوزد....

 دیگر دلم برای خودم نمی سوزد....

 مدت هاست که خودم برای دلم می سوزم....

  آری ..........شمع وجود خودم به پای دلم آب می شود.....

|+|
نوشته شده توسط مهلا در دوشنبه 27 آذر1385 و ساعت 4:24 PM
سلام. به وبلاگ من خوش آمديد
اميد است دوباره شما را در اينجا ببينم.
www.mahsasaeid.blogfa.com

JavaScript Codes