
تو ميروی و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بی تو، يک عمر فرصت برای گريستن دارم اما برای تماشای تو، همين يک لحظه باقی است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ... ![]()
![]()
|+|
نوشته شده توسط مهلا در شنبه 18 آذر1385 و ساعت 5:58 PM

